حكومت الهى

دانستيم كه هدف اصلى و اولى از بعثت انبياء، كامل كردن شرايط براى رشد و تكامل آزادانه و آگاهانه انسانها بوده كه بوسيله قرار دادن وحى الهى در دسترس مردم، تحقق يافته‏همچنين اهداف ديگرى نيز منظور بوده كه از جمله مى‏توان كمك به رشد عقلانى و تربيت روحى و معنوى افراد مستعد را بشمار آورد.و در نهايت، انبياء عظام ـ عليهم الصلوة و السلام ـ در صدد تشكيل جامعه ايده‏آل بر اساس خداپرستى و ارزشهاى الهى، و گسترش عدل و داد در سراسر زمين بوده‏اند و هر كدام در حد امكان، قدمى در اين راه برداشته‏اند و بعضى از ايشان توانسته‏اند در محدوده جغرافيايى و زمانى خاصى، حكومت الهى را برقرار سازند.ولى براى هيچكدام از ايشان شرايط تشكيل حكومت جهانى، فراهم نشده است.

البته فراهم نشدن چنين شرايطى به معناى نارسايى تعاليم و برنامه‏هاى انبياء يا نقص مديريت و رهبرى ايشان نيست و نيز به معناى تحقق نيافتن هدف الهى از بعثت ايشان نمى‏باشد زيرا همچنانكه اشاره شد هدف الهى، فراهم شدن زمينه و شرايط براى سير و حركت اختيارى انسانهاست لئلا يكون للناس على الله حجة بعد الرسل (3) نه الزام و اجبار مردم بر پذيرفتن دين حق و پيروى از رهبران الهى.و اين هدف، تحقق يافته است.

در عين حال، خداى متعال در كتابهاى آسمانيش وعده تحقق حكومت الهى را در پهنه زمين داده است كه مى‏توان آن را نوعى پيشگويى نسبت به فراهم شدن زمينه پذيرش دين حق در سطح وسيعى از جامعه انسانى به حساب آورد كه با استفاده از افراد و گروههاى بسيار ممتاز و از مددهاى غيبى الهى، موانع تشكيل حكومت جهانى از سر راه برداشته شده عدل و داد بر توده‏هاى ستمديده مردم كه از بيداد ستمگران بستوه آمده و از همه مكتبها و رژيمها نااميد شده‏اند گسترش خواهد يافت.و مى‏توان آن را تحقق هدف نهايى از بعثت پيامبر خاتم (ص) و دين جهانى و جاودانى او به حساب آورد.زيرا درباره وى فرموده است: ليظهره على الدين كله (4)

و با توجه به اينكه امامت، متمم نبوت، و تحقق بخش حكمت خاتميت است مى‏توان نتيجه گرفت كه اين هدف بوسيله آخرين امام، تحقق خواهد يافت.و اين، همان مطلبى است كه در روايات متواترى كه درباره حضرت مهدى ـ ارواحنا فداه ـ وارد شده مورد تأكيد قرار گرفته‏است.

در اين جا نخست به چند آيه از قرآن كريم كه متضمن بشارت به تحقق چنين حكومتى است اشاره مى‏كنيم و سپس به ذكر نمونه‏اى از روايات مربوط به اين بحث مى‏پردازيم.

وعده الهى

خداى متعال در قرآن كريم مى‏فرمايد: در تورات و زبور نوشته‏ايم كه صالحان، وارث زمين خواهند بود. و لقد كتبنا في الزبور من بعد الذكر أن الارض يرثها عبادى الصالحون (5) و در آيه ديگرى نظير اين مضمون، از حضرت موسى (ع) نقل شده است. (6) و بى‏شك اين وعده، روزى تحقق خواهد يافت.

و در جاى ديگر بعد از اشاره به داستان فرعون كه مردم را به استضعاف كشانده بود مى‏فرمايد : و نريد ان نمن على الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم أئمة و نجعلهم الوارثين (7) اين آيه هر چند در مورد بنى اسرائيل و به قدرت رسيدن آنان بعد از رهايى از چنگال فرعونيان است ولى تعبير و نريد... اشاره به يك اراده مستمر الهى دارد و از اين روى در بسيارى از روايات، بر ظهور حضرت مهدى ـ عجل الله ـ فرجه الشريف تطبيق شده است. (8)

همچنين در جاى ديگرى خطاب به مسلمانان مى‏فرمايد:

كسانى از شما كه ايمان واقعى و اعمال شايسته داشته باشند به خلافت خواهند رسيد و با امنيت كامل، به پرستش خداى متعال خواهند پرداخت: وعد الله الذين آمنوا منكم و عملوا الصالحات ليستخلفنهم فى الارض كما استخلف الذين من قبلهم و ليمكنن لهم دينهم الذي ارتضى لهم و ليبدلنهم من خوفهم امنا يعبدوننى لا يشركون بى شيئا و من كفر بعد ذلك فاولئك هم الفاسقون (9) .و در روايات آمده است كه مصداق كامل اين وعده، در زمان ظهور ولى عصر ـ عجل الله فرجه الشريف ـ تحقق خواهد يافت (10) .نيز روايات ديگرى در تطبيق چندين آيه (11) بر آن حضرت وارد شده كه براى رعايت اختصار، از ذكر آنها صرف نظر مى‏كنيم. (12)

نمونه‏اى از روايات

رواياتى كه شيعه و سنى از پيامبر اكرم (ص) درباره حضرت مهدى ـ عجل الله فرجه الشريف نقل كرده‏اند فوق حد تواتر است، و تنها رواياتى كه اهل سنت نقل كرده‏اند به تصديق عده‏اى از علماء خودشان به حد تواتر مى‏رسد! (13) و گروهى از علماء ايشان اعتقاد به آن حضرت را مورد اتفاق همه فرقه‏هاى اسلامى دانسته‏اند (14) و عده‏اى از علماء اهل سنت، كتابهايى درباره آن حضرت و علائم ظهورشان نوشته‏اند (15) اينك نمونه‏اى از روايات اهل سنت:

از جمله، چندين روايت از پيامبر اكرم (ص) نقل كرده‏اند كه فرمود: اگر يك روز از عمر جهان، بيشتر نمانده باشد خداى متعال آن روز را چنان طولانى خواهد كرد تا مردى از اهل بيت من و همنام من به حكومت برسد (و زمين را پر از عدل و داد كند آن چنانكه پر از ظلم و جور شده است) (16)

و از ام سلمه روايت كرده‏اند كه رسول خدا (ص) فرمود: مهدى از عترت من و از فرزندان فاطمه است. (17)

و از ابن عباس نقل كرده‏اند كه رسول خدا (ص) فرمود: همانا على امام امت، بعد از من‏است، و از فرزندان او قائم منتظر مى‏باشد و هنگامى كه ظهور كند زمين را پر از عدل و داد مى‏سازد چنانكه پر از ظلم و جور شده است. (18)

غيبت و راز آن

از ويژگيهاى امام دوازدهم ـ عجل الله فرجه الشريف ـ كه در روايات وارده از اهل بيت عليهم السلام، مورد تأكيد واقع شده غيبت آن حضرت است.و از جمله، عبد العظيم حسنى از امام محمد تقى از پدرش از امير مؤمنان عليهم السلام نقل كرده است كه فرمود: قائم ما غيبتى دراز مدت دارد، و گويا شيعيان را مى‏بينيم كه در زمان غيبت او همانند حيوان گرسنه‏اى كه دنبال چراگاه مى‏گردد در جستجوى اويند ولى او را نمى‏يابند.آگاه باشيد كه هر كس از ايشان كه بر دينش ثابت بماند و در اثر طول غيبت امامش دچار قساوت قلب نگردد در روز قيامت با من در درجه من خواهد بود.سپس فرمود: هنگامى كه قائم ما قيام مى‏كند بيعتى از هيچكس برگردن او نخواهد بود (و هيچ حاكم ستمگرى تسلطى بر او نخواهد داشت) و بدين منظور، مخفيانه متولد مى‏شود و از چشم مردم، غايب مى‏گردد (19)

و از امام سجاد از پدرش از امير مؤمنان عليهم السلام روايت شده كه فرمود: قائم ما دو غيبت دارد كه يكى طولانى‏تر از ديگرى است، و تنها كسانى كه يقين قوى و معرفت صحيح داشته باشند بر امامت او ثابت مى‏مانند (20)

براى روشن شدن راز غيبت، بايد نظرى به سرگذشت ائمه اطهار عليهم السلام بيفكنيم.

چنانكه مى‏دانيم بعد از رسول خدا (ص) اكثريت مردم با ابوبكر و بعد با عمر و سپس با عثمان بيعت كردند، و در اواخر حكومت وى كه نابسامانيهاى فراوانى در اثر تبعيضات ناروا پديد آمد دست به شورش زده او را به قتل رسانيدند و با امير مؤمنان على (ع) بيعت كردند.

آن حضرت كه خليفه منصوب از طرف خدا و رسول (ص) بود در طول حكومت خلفاء، سه گانه براى رعايت مصالح جامعه نوبنياد اسلامى دم فروبست و جز از سر اتمام حجت، سخنى نگفت و در عين حال، از هيچ اقدامى به نفع اسلام و مسلمين دريغ نورزيد.اما دوران حكومت چند ساله خودش به جنگ با اصحاب جمل و معاويه و خوارج، سپرى شد و سرانجام بدست يكى از خوارج به شهادت رسيد.

امام حسن مجتبى (ع) نيز به دستور معاويه مسموم شد.و پس از مرگ معاويه فرزندش يزيد كه اعتنايى به ظواهر اسلام هم نداشت بر اريكه سلطنت اموى تكيه زد.و با اين روند نزولى مى‏رفت كه نام و نشانى از اسلام باقى نماند.از اين روى، امام حسين (ع) چاره‏اى جز قيام نديد و با شهادت مظلومانه‏اش مسلمانان را تا اندازه‏اى هشيار و بيدار كرد و اسلام را از نابودى، نجات داد.ولى شرايط اجتماعى براى تشكيل حكومت عدل اسلامى فراهم نگرديد.و از اين جهت ساير ائمه اطهار (ع) به تحكيم مبانى عقيدتى و نشر معارف و احكام اسلام و تربيت و تهذيب نفوس مستعد پرداختند و در حدودى كه شرايط، اجازه مى‏داد مخفيانه مردم را به مبارزه با ظالمان و جباران، دعوت مى‏كردند و ايشان را به تحقق حكومت الهى جهانى، اميدوار مى‏ساختند .و بالاخره يكى پس از ديگرى به شهادت رسيدند.

به هر حال، ائمه اطهار عليهم السلام در مدت دو قرن و نيم توانستند با تحمل مشكلات و فشارهاى فوق العاده حقايق اسلام را براى مردم بيان كنند: بخشى را بصورت عمومى، و بخشى را بطور خصوصى براى شيعيان و اصحاب خاص خودشان.و بدين ترتيب، معارف اسلامى در ابعاد گوناگونش در جامعه، انتشار يافت و بقاء شريعت محمدى، تضمين شد.و ضمنا در گوشه و كنار كشورهاى اسلامى گروههايى براى مبارزه با حاكمان ستمگر تشكيل گرديد و دست كم توانستند تا حدودى جلو ستمها و خودسريهاى جباران را بگيرند.

ولى آنچه وحشت و اضطراب حاكمان خودكامه را بر مى‏انگيخت وعده ظهور حضرت مهدى (عج) بود كه هستى آنان را تهديد مى‏كرد.از اين روى معاصرين امام حسن عسگرى (ع) بشدت ايشان را تحت نظر قرار دادند كه اگر فرزندى براى آن حضرت متولد شود او را به قتل برسانند و خود آن بزرگوار را در عنفوان جوانى به شهادت رساندند.ولى اراده خداى متعال بر اين، قرار گرفته بود كه حضرت مهدى (عج) متولد و براى نجات جامعه بشرى، ذخيره شوند.و به همين جهت بود كه در زمان حيات پدرشان تا سن پنج سالگى جز افراد معدودى از خواص شيعه، كسى آن حضرت را زيارت نمى‏كرد و بعد از وفات پدر بزرگوارشان تماس امام بامردم بوسيله چهار نفر (21) كه يكى پس از ديگرى به سمت نيابت خاص، مفتخر مى‏شدند برقرار مى‏گرديد.و از آن پس، براى مدت نامعلومى غيبت كبرى واقع شد تا روزى كه جامعه بشرى، آماده پذيرش حكومت الهى جهانى شود و به امر خداى متعال ظهور فرمايد.

بنابراين، راز اصلى غيبت آن حضرت اين است كه از شر جباران و ستمگران محفوظ بماند.و در بعضى از روايات به حكمتهاى ديگرى نيز اشاره شده كه از جمله آنها آزمايش مردم است كه بعد از اتمام حجت، چه اندازه پايدار و استوار مى‏مانند.

البته در زمان غيبت هم مردم بكلى از فيوضات آن حضرت بى‏بهره نيستند و به تعبيرى كه در روايات آمده همانند خورشيدى كه پشت ابر باشد. (22) كما بيش از نور او استفاده مى‏كنند چنانكه افراد بى‏شمارى هر چند بصورت ناشناس به زيارت ايشان مشرف شده و براى رفع گرفتاريهاى مادى و معنوى، از آن بزرگوار، بهره‏مند شده‏اند .و اساسا حيات آن حضرت، عامل مهمى براى دلگرمى و اميدوارى مردم است تا خود را اصلاح و آماده ظهور كنند.

 

پى‏نوشت‏ها:

1.ر.ك: منتخب الاثر فى الامام الثانى عشر.ط 3.ص 10 ـ .140

2.ر.ك: بحار الانوار، غاية المرام، اثبات الهداة و ساير مجامع حديث.

3.ر.ك: سوره نساء ـ آيه .165

4.ر.ك: توبه ـ 33، فتح ـ 28، ص ـ 9، و ر.ك: بحار الانوار، ج 51، ص 50، ح 22، و ص 60، ح 58 و .59

5 ـ ر.ك: سوره انبياء ـ آيه .105

6 ـ ر.ك: سوره اعراف آيه .128

7 ـ ر.ك: سوره قصص ـ آيه .5

8 ـ ر.ك: بحار الانوار، ج 51، ص 54، ج 35، ص 63، .64

9.ر.ك: سوره نور ـ آيه .55

10 ـ ر.ك: بحار الانوار، ج 51، ص 58، ح 50، ص 54، ح 34، 64

11.مانند اين آيات: و يكون الدين كله لله ، ليظهر على الدين كلهبقية الله خير لكم

12.ر.ك: بحار الانوار، ج 51، ص 44 ـ .64

13.ر.ك: صواعق ابن حجر: ص 99، نوار الابصار شبلنجى: ص 155، اسعاف الراغبين: ص 140، الفتوحات الاسلامية: ج 2، ص .211

14.ر.ك: شرح ابن ابى الحديد بر نهج البلاغه: ج 2، ص 535، سبائك الذهب سويدى: ص 78، غاية المأمول: ج 5، ص .362

15.مانند كتاب البيان فى اخبار صاحب الزمان تأليف حافظ محمد بن يوسف گنجى شافعى كه در قرن هفتم مى‏زيسته، و كتاب البرهان فى علامات مهدى اخر الزمان تأليف متقى هندى كه در قرن دهم مى‏زيسته است.

16.ر.ك: صحيح ترمذى: ج 2، ص 46، صحيح ابو داود: ج 2، ص 207، مسند ابن حنبل: ج 1، ص 378، ينابيع المودة: ص 186، 258، 440، 488، .490

17 ـ ر.ك: اسعاف الراغبين: ص 134، نقل از صحيح مسلم و ابو داود و نسائى و ابن ماجه و بيهقى.

18.ر.ك: ينابيع الموده: ص .494

19 ـ ر.ك: منتخب الاثر، ص .255

20 ـ ر.ك: منتخب الاثر، ص .251

21.عثمان بن سعيد، محمد بن عثمان بن سعيد، حسين بن روح و على بن محمد سمرى

22 ـ ر.ك: بحار الانوار، ج 52، ص .92