آداب سرداب غیبت
آداب سرداب غیبت
كيفيت زيارت حضرت صاحب الامر عجّل الله تعالى فرجه (در آداب سرداب غیبت)
مقدمه
مقام دوّم در آداب سرداب مطهّر و كيفيّت زيارت حجة اللَّه على العباد و بقيّة اللَّه فى البلاد الا مام المهدى حضرت حجة بن الحسن صاحب الزّمان صلوات الله عليه و على آبائه و قبل از شروع تنبيه كنيم بر امرى كه در كتاب هديّه از كتاب تحيّه نقل كرديم و آن امر اينست كه اين سرداب مطهّر داخل در خانه آن بزرگواران بوده و راه دخول در آن سرداب در قديم قبل از بناء جديد و ساختن صحن و قبّه و حرم از پشت سر نزديك به قبر نرجس خاتون بود و شايد حال در رواق باشد آنجا پايين مى رفتند و دالان دراز تاريكى داشت چون از آنجا مى گذشتند بدر سرداب غيبت مى رسيدند كه حال آيينه كارى شده و پنجره از طرف قبله به صحن عسكرييّن عليه السلام باز مى شود و آن در از وسط اين سرداب باز مى شد كه حال كاشى ديوار بجاى آن را به شكل محرابى ساخته اند و همه اعمال اين سه امام عليهم السلام از يك حرم مى شد ولهذا شهيد اوّل در مزار بعد از زيارت عسكريّين عليه السلام زيارت سرداب را ذكر كرده پس از آن زيارت نرجس خاتون را و در يكصد سال و چيزى قبل مؤ يّد مُسَدَّد احمد خان دنبلى مبلغى خطير اقدام كرد و صحن آن دو امام عليه السلام را به نحوى كه الا ن موجود است جدا نمود و براى آن روضه و رواق و قبّه عاليه برپا نمود و براى سرداب مطهّر صحنى على حده و ايوانى و راهى و پلّه اى جدا و دهليزى و سردابى مستقل براى زنان ساخت چنانچه حال ديده مى شود و آن راه اوّل و پلّه ها و دَرِ سرداب بالمرّه مسدود شد و نشانى از آنها نيست [مگر آن مقدارى كه فعلاً در خانه معروف به خانه اخباريها مشاهده مى شود ((منه ))] و محلّى براى بجا آوردن بعضى از آداب وارده نماند ولكن محلّ جمله اى از زيارات كه اصل سرداب شريف است تغييرى نكرده وامّا استيذان و خواندن اذن دخول پس بحسب استقراء در همه زيارات و تصريح علماء بر هر درى كه از آنجا مرسوم شده دخول در آن حرم از هر امامى كه باشد بايَست رعايت كرد و در آن حرم محترم بى اذن داخل نبايد شد الحال شروع كنيم در كيفيّت زيارت بدانكه اذن دخول خاصّ سرداب مطهّر همان زيارتى است كه بعد از اين بيايد و اوّل آن ((اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا خَليفَهَ اللَّهِ)) است و در آن استيذان مى شود و بايَست آن را دَر دَرِ سرداب پيش از پايين رفتن از پلّه ها خواند و اذن دخولى ديگر سيّد بن طاوس نقل كرده قريب به همان اذن دخول اوّل كه در فصل دويّم از باب زيارات نقل كرديم و اذن دخولى ديگر علاّمه مجلسى از نسخه تقديمه نقل كرده كه اوّل آن ((اَلّلهُمَّ اِنَّ هذِهِ بُقْعَةٌ طَهَّرْتَها وَعَقْوَةٌ شَرَّفْتَها)) است كه ما نيز آن را بعد از آن اذن دخول عمومى نقل كرديم پس به آنجا رجوع نما و به آن كلمات استيذان كن پس از آن برو و داخل سرداب مطهّر شو و زيارت كن آن حضرت را به آنچه خود دستورالعمل داده اند
زيارت آل يس
چنانچه شيخ جليل احمد بن ابيطالب طبرسى ره در كتاب شريف احتجاج روايت كرده كه از ناحيه مقدّسه بيرون آمد بسوىمحمّد حميرى بعد از جواب از مسائلى كه از آن حضرت سؤ ال كرده بود هر گاه خواستيد توجه كنيد بوسيله ما بسوى خداوند تبارك و تعالى و بسوى ما پس بگوييد:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم لا لاَِمْرِهِ تَعْقِلُونَ وَلا مِنْ اَوْلِياَّئِهِ تَقْبَلُونَ حِكْمَةٌ بالِغَةٌ فَما تُغْنِى النُّذُرُ اَلسَّلامُ عَلَيْنا وَعَلى عِبادِاللَّهِ الصّالِحينَ
به نام خداى بخشاينده مهربان ، نه خود دستورش را تعقل مى كنند و نه از دوستانش مى پذيرند حكمتى است رسا ولى بيم دادنها سودشان ندهد سلام بر ما و بر بندگان شايسته خدا
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
سَلامٌ عَلى آلِ يسَّ اَلسَّلا مُ عَلَيْكَ ي ا د اعِىَ اللَّهِ وَرَبّ انِىَّ آي اتِهِ
سلام بر آل ياسين سلام بر تو اى دعوت كننده به خدا و عارف به آياتش
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا بابَ اللَّهِ وَدَيّانَ دينِهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا خَليفَةَ اللَّهِ
سلام بر تو اى واسطه خدا و سرپرست دين او سلام بر تو اى خليفه خدا
وَناصِرَ حَقِّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا حُجَّةَ اللَّهِ وَدَليلَ اِرادَتِهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ
و ياور حق او سلام بر تو اى حجت خدا و راهنماى اراده اش سلام بر تو
يا تالِىَ كِتابِ اللَّهِ وَتَرْجُمانَهُ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ فى آناءِ لَيْلِكَ وَاَطْرافِاى تلاوت كننده كتاب خدا و تفسير كننده آيات او سلام بر تو در تمام آنات و دقايق شب و سرتاسر
نَهارِكَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا بَقِيَّةَ اللَّهِ فى اَرْضِهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا ميثاقَ
روز سلام بر تو اى بجاى مانده از طرف خدا در روى زمين سلام بر تو اى پيمان محكم
اللَّهِ الَّذى اَخَذَهُ وَوَكَّدَهُ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا وَعْدَ اللَّهِ الَّذى ضَمِنَهُ
خدا كه از مردم گرفت و سخت محكمش كرد سلام بر تو اى وعده خدا كه تضمينش كرده
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا الْعَلَمُ الْمَنْصوُبُ وَالْعِلْمُ الْمَصْبُوبُ وَالْغَوْثُ
سلام بر تو اى پرچم برافراشته و دانش ريزان و فريادرس خلق
وَالرَّحْمَةُ الْواسِعَةُ وَعْداً غَيْرَ مَكْذوُبٍ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ حينَ تَقوُمُ
و رحمت وسيع حق ، و آن وعده اى كه دروغ نشود سلام بر تو هنگامى كه بپا مى ايستى
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ حينَ تَقْعُدُ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ حينَ تَقْرَءُ وَتُبَيِّنُ اَلسَّلامُ
سلام بر تو هنگامى كه مى نشينى سلام بر تو هنگامى كه (فرامين حق را) مى خوانى و تفسير مى كنى سلام
عَلَيْكَ حينَ تُصَلّى وَتَقْنُتُ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ حينَ تَرْكَعُ وَتَسْجُدُ
بر تو هنگامى كه نماز مى خوانى و قنوت كنى سلام بر تو هنگامى كه ركوع و سجده بجاى آورى
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ حينَ تُهَلِّلُ وَتُكَبِّرُ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ حينَ تَحْمَدُ
سلام بر تو هنگامى كه ((لا اله الا اللّه )) و ((اللّه اكبر)) گوئى سلام بر تو هنگامى كه خدا را ستايش كنى
وَتَسْتَغْفِرُ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ حينَ تُصْبِحُ وَتُمْسى اَلسَّلامُ عَلَيْكَ فِى
و از او آمرزش خواهى سلام بر تو هنگامى كه بامداد كنى و شام كنى سلام بر تو در
اللَّيْلِ اِذا يَغْشى وَالنَّهارِ اِذا تَجَلّى اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا الاِْمامُ
شب هنگامى كه تاريكيش فرا گيرد و در روز هنگامى كه پرده برگيرد سلام بر تو اى امام
الْمَاْموُنُ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا الْمُقَدَّمُ الْمَاْموُلُ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ بِجَوامِعِ
امين سلام بر تو اى مقدم (بر همه خلق و) مورد آرزو(ى آنان ) سلام بر تو به همه
السَّلامِ اُشْهِدُكَ يا مَوْلاىَ اَ نّى اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا
سلامها گواه گيرم تو را اى مولا و سرور من كه من گواهى دهم به اينكه معبودى نيست جز خداى يگانه
شَريكَ لَهُ وَاَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسوُلُهُ لا حَبيبَ اِلاّ هُوَ وَاَهْلُهُ
كه شريك ندارد و نيز (گواهى دهم كه ) محمد بنده و رسول او است و محبوبى نيست جز او و خاندانش
وَاُشْهِدُكَ يا مَوْلاىَ اَنَّ عَلِيّاً اَميرَ الْمُؤْمِنينَ حُجَّتُهُ وَالْحَسَنَ حُجَّتُهُ
و گواه گيرم تو را اى مولاى من كه على امير مؤ منان حجت خدا است و حسن حجت او است
وَالْحُسَيْنَ حُجَّتُهُ وَعَلِىَّ بْنَ الْحُسَيْنِ حُجَّتُهُ وَمُحَمَّدَ بْنَ عَلِي حُجَّتُهُ
و حسين حجت او است و على بن الحسين حجت او است و محمد بن على حجت او است
وَجَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍّ حُجَّتُهُ وَموُسَى بْنَ جَعْفَرٍ حُجَّتُهُ وَعَلِىَّ بْنَ موُسى
و جعفر بن محمد حجت او است و موسى بن جعفر حجت او است و على بن موسى
حُجَّتُهُ وَمُحَمَّدَ بْنَ عَلِي حُجَّتُهُ وَعَلِىَّ بْنَ مُحَمَّدٍ حُجَّتُهُ وَالْحَسَنَ بْنَ
حجت او است و محمد بن على حجت او است و على بن محمد حجت او است و حسن بن
عَلِي حُجَّتُهُ وَاَشْهَدُ اَ نَّكَ حُجَّةُ اللَّهِ اَنْتُمُ الاَْوَّلُ وَالاْ خِرُ وَاَنَّ رَجْعَتَكُمْ
على حجت او است و گواهى دهم كه تو حجت خدائى ، شمائيد اول و آخر و مسلماً بازگشت شما
حَقُّ لا رَيْبَ فيها يَوْمَ لا يَنْفَعُ نَفْساً ايمانُها لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ
حق است كه شكى در آن نيست ، روزى كه سود ندهد كسى را ايمانش كه پيش از آن ايمان نياورده يا در (مدت )
اَوْ كَسَبَتْ فى ايمانِها خَيْراً وَاَنَّ الْمَوْتَ حَقُّ وَاَنَّ ناكِراً وَنَكيراً حَقُّ
ايمان خويش كار خيرى انجام نداده و همانا مرگ حق است و ناكر و نكير (دو فرشته سؤ ال قبر) حق است
وَاَشْهَدُ اَنَّ النَّشْرَ حَقُّ وَالْبَعْثَ حَقُّ وَاَنَّ الصِّراطَ حَقُّ وَالْمِرْصادَ حَقُّ
و گواهى دهم كه زنده شدن پس از مرگ حق است و برانگيخته شده حق است و صراط حق است و مرصاد (كمينگاه ) حق است
وَالْميزانَ حَقُّ وَالْحَشْرَ حَقُّ وَالْحِسابَ حَقُّ وَالْجَنَّةَ وَالنّارَ حَقُّ
و ميزان حق است و حشر (در قيامت ) حق است و حساب حق است و بهشت و دوزخ حق است
وَالْوَعْدَ وَالْوَعيدَ بِهِما حَقُّ يا مَوْلاىَ شَقِىَ مَنْ خالَفَكُمْ وَسَعِدَ مَنْ
و وعده و تهديد درباره آن دو حق است اى مولاى من بدبخت است كسى كه مخالفت شما را كرد و سعادتمند است كسى كه
اَطاعَكُمْ فَاشْهَدْ عَلى ما اَشْهَدْتُكَ عَلَيْهِ وَاَ نَا وَلِىُّ لَكَ بَرىٌ مِنْ
پيرويتان كرد پس گواهى ده بر آنچه تو را بر آن گواه گرفتم و من دوست تواءم و بيزارم از
عَدُوِّكَ فَالْحَقُّ ما رَضيتُموُهُ وَالْباطِلُ ما اَسْخَطْتُموُهُ وَالْمَعْروُفُ ما
دشمنت حق آنست كه شما پسند كرديد و باطل همانست كه شما بدان خشم كرديد و معروف (و كار نيك ) همان بودكه شما
اَمَرْتُمْ بِهِ وَالْمُنْكَرُ ما نَهَيْتُمْ عَنْهُ فَنَفْسى مُؤْمِنَةٌ بِاللَّهِ وَحْدَهُ لا شَريكَ
بدان دستور داديد و منكر (و كار زشت ) همان بود كه شما از آن جلوگيرى و نهى كرديد، من ايمان دارم به خداى يگانه اى كه شريك ندارد
لَهُ وَبِرَسوُلِهِ وَبِاَميرِ الْمُؤْمِنينَ وَبِكُمْ يا مَوْلاىَ اَوَّلِكُمْ وَآخِرِكُمْ
و به رسول او و به امير مؤ منان و به شما اى مولاى من از اول تا آخرتان
وَنُصْرَتى مُعَدَّةٌ لَكُمْ وَمَوَدَّتى خالِصَةٌ لَكُمْ آمينَ آمينَ #
وبعد ازآن اين و ياريم براى شما آماده است و دوستيم خالص و پاك براى شما است آمين آمين
دعا خوانده شود: اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ نَبِىِّ رَحْمَتِكَ
خدايا از تو خواهم كه درود فرستى بر محمد پيامبر رحمتت
وَكَلِمَةِ نوُرِكَ وَاَنْ تَمْلاََ قَلْبى نوُرَ الْيَقينِ وَصَدْرى نوُرَ الا يمانِ
و كلمه نورت و ديگر آنكه پركنى دل مرا با نور يقين و سينه ام را با نور ايمان
وَفِكْرى نوُرَ النِّيّاتِ وَعَزْمى نوُرَ الْعِلْمِ وَقُوَّتى نوُرَ الْعَمَلِ وَلِسانى
و انديشه ام را با نور تصميمها و اراده ام را با نور علم و نيرويم را با نور عمل و زبانم
نوُرَ الصِّدْقِ وَدينى نوُرَ الْبَصآئِرِ مِنْ عِنْدِكَ وَبَصَرى نوُرَ الضِّيآءِ
را با نور راستگوئى و دين و مذهبم را با نور بينائيهائى از نزد خودت و چشمم را با نور روشنائى
وَسَمْعى نوُرَ الْحِكْمَةِ وَمَوَدَّتى نوُرَ الْمُوالاةِ لِمُحَمَّدٍ وَآلِهِ عَلَيْهِمُ
و گوشم را با نور فرزانگى و حكمت و دوستيم را با نور موالات محمد و آلش عليهم
السَّلامُ حَتّى اَ لْقاكَ وَقَدْ وَفَيْتُ بِعَهْدِكَ وَميثاقِكَ فَتُغَشّيَنى رَحْمَتُكَ
السلام تا تو را ديدار كنم و من به عهد و پيمان تو وفا كردم پس رحمت خود را بر من بپوشان
يا وَلِىُّ يا حَميدُ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ حُجَّتِكَ فى اَرْضِكَ
اى سرپرست و اى ستوده خدايا درود فرست بر محمد حجت تو در روى زمينت
وَخَليفَتِكَ فى بِلادِكَ وَالدّاعى اِلى سَبيلِكَ وَالْقآئِمِ بِقِسْطِكَ وَالثّآئِرِ
و جانشين تو در شهرهايت و دعوت كننده بسوى راهت و قيام كننده به عدل و دادت و انقلاب كننده
بِاَمْرِكَ وَلِىِّ الْمُؤْمِنينَ وَبَوارِ الْكافِرينَ وَمُجَلِّى الظُّلْمَةِ وَمُنيرِ الْحَقِّ
به دستور تو، دوست مؤ منان و نابودى كافران و برطرف كننده تاريكى و روشن كننده حق
وَالنّاطِقِ بِالْحِكْمَةِ وَالصِّدْقِ وَكَلِمَتِكَ التّآمَّةِ فى اَرْضِكَ الْمُرْتَقِبِ
و گوياى به حكمت و راستى و آن كلمه (دستور و فرمان ) كاملت در روى زمين كه در حال انتظار
الْخآئِفِ وَالْوَلِىِّ النّاصِحِ سَفينَةِ النَّجاةِ وَعَلَمِ الْهُدى وَنوُرِ اَبْصارِ
و هراس بسر برد و آن سرپرست خيرخواه و كشتى نجات و پرچم هدايت و روشنى ديدگان
الْوَرى وَخَيْرِ مَنْ تَقَمَّصَ وَارْتَدى وَمُجَلِّى الْعَمى الَّذى يَمْلاَُ
مردم و بهترين كسى كه جامه ورداء ببر كرد و زداينده گمراهى آنكس كه پركند
الاَْرْضَ عَدْلاً وَقِسْطاً كَما مُلِئَتْ ظُلْماً وَجَوْراً اِنَّكَ عَلى كُلِّشَىْءٍ
زمين را از عدل و داد چنانچه پرشده باشد از ستم و بيدادگرى كه براستى تو بر هر چيز
قَديرٌ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى وَلِيِّكَ وَابْنِ اَوْلِيآئِكَ الَّذينَ فَرَضْتَ طاعَتَهُمْ
توانائى خدايا درود فرست بر بنده مقرب درگاهت و فرزند بندگان مقربت آنانكه فرض كردى فرمانبرداريشان را
وَاَوْجَبْتَ حَقَّهُمْ وَاَذْهَبْتَ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَطَهَّرْتَهُمْ تَطْهيراً اَللّهُمَّ
و واجب گرداندى حقشان را و دور كردى از ايشان پليدى را و بخوبى پاكيزه شان كردى خدايا
انْصُرْهُ وَانْتَصِرْ بِهِ لِدينِكَ وَانْصُرْ بِهِ اَوْلِيآئَكَ وَاَوْلِيآئَهُ وَشيعَتَهُ
ياريش كن و بدست او دينت را يارى كن و يارى كن بوسيله او دوستان خودت و دوستان او و شيعيان
وَاَنْصارَهُ وَاجْعَلْنا مِنْهُمْ اَللّهُمَّ اَعِذْهُ مِنْ شَرِّ كُلِّ باغٍ وَطاغٍ وَمِنْ شَرِّ
و ياورانش را و ما را نيز از آنان قرار ده خدايا نگاهش دار از شر هر متجاوز و سركشى و از شر
جَميعِ خَلْقِكَ وَاحْفَظْهُ مِنْ بَيْنَ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ وَعَنْ يَمينِهِ وَعَنْ
همه مخلوق خودت و محافظتش كن از پيش رُويش و از پشت سرش و از سمت راستش و از طرف
شِمالِهِ وَاحْرُسْهُ وَامْنَعْهُ مِنْ اَنْ يوُصَلَ اِلَيْهِ بِسُوَّءٍ وَاحْفَظْ فيهِ
چپش و پاسداريش كن و نگاهش دار از اينكه گزند و آسيبى بدو رسد و (شوكت و عزت ) رسول
رَسوُلَكَ وَآلَ رَسوُلِكَ وَاَظْهِرْ بِهِ الْعَدْلَ وَاَيِّدْهُ بِالنَّصْرِ وَانْصُرْ
و آل رسولت را در (وجود) او حفظ فرما و آشكار (يا پيروز) گردان بدست او عدل و داد را و بياريت
ناصِريهِ وَاخْذُلْ خاذِليهِ وَاقْصِمْ قاصِميهِ وَاقْصِمْ بِهِ جَبابِرَةَ الْكُفْرِ
كمكش كن وياورش را نيز يارى كن و هر كه دست از ياريش بردارد خوار گردان و در هم شكن شكننده اش را و بشكن بدست او قدرت و
وَاقْتُلْ بِهِ الْكُفّارَ وَالْمُنافِقينَ وَجَميعَ الْمُلْحِدينَ حَيْثُ كانوُا مِنْ
شوكت كافران را و آنان را بدست آن حضرت به خاك هلاك افكن و هم چنين منافقان و همه بى دينان ستيزه جو را در هر جا هستند
مَشارِقِ الاَْرْضِ وَمَغارِبِها بَرِّها وَبَحْرِها وَامْلاَْ بِهِ الاَْرْضَ عَدْلاً
از خاورهاى زمين و باخترهاى آن چه در خشكى و چه در دريا، و پركن بوسيله او زمين را از عدل و داد
وَاَظْهِرْ بِهِ دينَ نَبِيِّكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَاجْعَلْنِى اللّهُمَّ مِنْ
و آشكار (يا پيروز) كن بوسيله اش دين پيامبرت صلى اللّه عليه و آله را و قرار ده خدايا مرا نيز از
اَنْصارِهِ وَاَعْوانِهِ وَاَتْباعِهِ وَشيعَتِهِ وَاَرِنى فى آلِ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِمُ
ياران و كمك كاران و پيروان و شيعيانش و به من به نما در مورد آل محمد عليهم
السَّلامُ ما يَاْمُلوُنَ وَفى عَدُوِّهِمْ ما يَحْذَروُنَ اِلهَ الْحَقِّ آمينَ يا
السلام آنچه را آرزو داشتند و در مورد دشمنشان آنچه از آن مى ترسند مستجاب گردان اى معبود حق
ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ
و اى صاحب جلالت و بزرگوارى اى مهربانترين مهربانان
زيارت ديگر براى آن حضرت صلوات الله عليه
زيارت ديگر منقول ازكتب معتبره علماء بايست بر در حرم آن حضرت و بگو: اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا خَليفةَ اللَّهِ وَخَلَيفةَ آبآئِهِ
سلام بر تو اى نماينده خدا و جانشين پدران
الْمَهْدِيّينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا وَصِىَّ الاَْوْصِيآءِ الْماضينَ اَلسَّلامُ
راه يافته اش سلام بر تو اى وصى اوصياء گذشته سلام
عَلَيْكَ يا حافِظَ اَسْرارِ رَبِّ الْعالَمينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا بَقِيَّةَ اللَّهِ مِنَ
بر تو اى نگهبان رازها و اسرار پروردگار جهانيان سلام بر تو اى يادگار خدا از
الصَّفْوَةِ الْمُنْتَجَبينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ الاَْنْوارِ الزّاهِرَةِ اَلسَّلامُ
زبده برگزيدگان سلام بر تو اى فرزند نورهاى تابان سلام
عَلَيْكَ يَا بْنَ الاَْعْلامِ الْباهِرَةِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ الْعِتْرَةِ الطّاهِرَةِ
بر تو اى فرزند مشعلهاى فروزان سلام بر تو اى فرزند عترت پاكيزه
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا مَعْدِنَ الْعُلُومِ النَّبَوِيَّةِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا بابَ اللَّهِ
سلام بر تو اى معدن علوم نبوى سلام بر تو اى درگاه خدا
الَّذى لا يُؤْتى اِلاّ مِنْهُ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا سَبيلَ اللَّهِ الَّذى مَنْ سَلَكَ
كه نروند (بسوى او) جز از آن (درگاه ) سلام بر تو اى راه خدا كه هر كه جز آن راه
غَيْرَهُ هَلَكَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا ناظِرَ شَجَرَةِ طُوبى وَسِدْرَةِ الْمُنْتَهى
را پيمود به هلاكت افتاد سلام بر تو اى بيننده درخت طوبى و سدرة المنتهى
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا نُورَ اللَّهِ الَّذى لا يُطْفى اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا حُجَّةَ اللَّهِ
سلام بر تو اى نور خدا آن نورى كه خاموش نگردد سلام بر تو اى حجت خداوند
الَّتى لا تَخْفى اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا حُجَّةَ اللَّهِ عَلى مَنْ فِى الاَْرْضِ
آن حجّتى كه پوشيده نماند سلام بر تو اى حجت خدا بر هر كه در زمين
وَالسَّمآءِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ سَلامَ مَنْ عَرَفَكَ بِما عَرَّفَكَ بِهِ اللَّهُ وَنَعَتَكَ
و آسمان است سلام بر تو سلام كسى كه تو را شناخته است بدانسان كه خدا تو را شناسانده است و توصيف كند
بِبَعْضِ نُعُوتِكَ الَّتى اَنْتَ اَهْلُها وَفَوْقَها اَشْهَدُ اَنَّكَ الْحُجَّةُ عَلى مَنْ
به برخى از صفات تو كه شايسته آنى و بالاتر از آن گواهى دهم كه توئى حجت بر
مَضى وَمَنْ بَقِىَ وَاَنَّ حِزْبَكَ هُمُ الْغالِبُونَ وَاَوْلِيآئَكَ هُمُ الْفآئِزُونَ
رفتگان و باقيماندگان و حتماً گروه تو پيروز شوند و دوستان تو رستگارند
وَاَعْدآئَكَ هُمُ الْخاسِرُونَ وَاَنَّكَ خازِنُ كُلِّ عِلْمٍ وَفاتِقُ كُلِّ رَتْقٍ
و دشمنانت زيارنكارند و توئى خزينه دار هر دانشى و گشاينده هر گره بسته
وَمُحَقِّقُ كُلِّ حَقٍّ وَمُبْطِلُ كُلِّ باطِلٍ رَضيتُكَ يا مَوْلاىَ اِماماً وَهادِياً
و پابرجا كننده هر حق ، و باطل كننده هر باطل پسنديدم تو را اى سرور من به امامت و راهنمائى
وَوَلِيّاً وَمُرْشِداً لا اَبْتَغى بِكَ بَدَلاً وَلا اَتَّخِذُ مِنْ دُونِكَ وَلِيّاً اَشْهَدُ
و سرپرستى و رهبرى و نجويم بجاى تو ديگرى را و نگيرم جز تو سرپرست ديگرى را گواهى دهم
اَنَّكَ الْحَقُّ الثّابِتُ الَّذى لا عَيْبَ فيهِ وَاَنَّ وَعْدَ اللَّهِ فيكَ حَقُّ لا
كه توئى آن حق مسلم و ثابتى كه عيبى در آن نيست و براستى وعده خدا در تو مسلم است و شك به خود
اَرْتابُ لِطُولِ الغَيْبَةِ وَبُعْدِ الاَْمَدِ وَلا اَتَحَيَّرُ مَعَ مَنْ جَهِلَكَ وَجَهِلَ
راه ندهم بخاطر طولانى شدن غيبت تو و دورى زمان و سرگردان نشوم به همراه آنانكه تو را نشناختند و نسبت به تو
بِكَ مُنْتَظِرٌ مُتَوَقِّعٌ لاَِيّامِكَ وَاَنْتَ الشّافِعُ الَّذى لا تُنازَعُ و الْوَلِىُّ
دانائى ندارند، چشم به راه و منتظر روزهاى حكومت و فرمانروائيت هستم و توئى آن واسطه وشفيعى كه نزاعى در آن نيست
الَّذى لا تُدافَعُ ذَخَرَكَ اللَّهُ لِنُصْرَةِ الدّينِ وَاِعْزازِ الْمُؤْمِنينَ وَالاِْنْتِقامِ
و آن سرپرستى كه مزاحم ندارى ذخيره ات كرده است خداوند براى يارى دين و شوكت مؤ منين و انتقام گرفتن
مِنَ الْجاحِدينَ الْمارِقينَ اَشْهَدُ اَنَّ بِوِلايَتِكَ تُقْبَلُ الاَْعْمالُ وَتُزَكَّى
از منكرين و بيرون رفتگان از دين گواهى دهم كه همانا بوسيله دوستى تو پذيرفته گردد اعمال و پاك شود
الاَْفْعالُ وَتُضاعَفُ الْحَسَناتُ وَتُمْحَى السَّيِّئاتُ فَمَنْ جآءَ بِوِلايَتِكَ
كردار و چند برابر گردد كارهاى خوب و محو شود كارهاى بد پس هر كه ولايت تو را داشت
وَاعْتَرَفَ بِاِمامَتِكَ قُبِلَتْ اَعْمالُهُ وَصُدِّقَتْ اَقْوالُهُ وَتَضاعَفَتْ
و به امامت تو اعتراف كرد اعمالش پذيرفته و گفتارش مورد تصديق و گواهى است
حَسَناتُهُ وَمُحِيَتْ سَيِّئاتُهُ وَمَنْ عَدَلَ عَنْ وِلايَتِكَ وَجَهِلَ مَعْرِفَتَكَ
و كارهاى نيكش مضاعف و بديهايش محو گردد و هر كه رو گرداند از ولايت و دوستى تو و تو را نشاخت
وَاسْتَبْدَلَ بِكَ غَيْرَكَ اَكَبَّهُ اللَّهُ عَلى مَنْخَرِهِ فِى النّارِ وَلَمْ يَقْبَلِ اللَّهُ لَهُ
و بجاى تو ديگرى را برگزيد خداوند او را سرنگونش كند بصورت در آتش دوزخ و هيچ كارى را از او نپذيرد و
عَمَلاً وَلَمْ يُقِمْ لَهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَزْناً اُشْهِدُ اللَّهَ وَ اُشْهِدُ مَلاَّئِكَتَهُ
ميزانى براى او در قيامت برپا نكند (و حسابى برايش باز نكند) گواه گيرم خدا و فرشتگانش را و نيز
وَاُشْهِدُكَ يا مَوْلاىَ بِهذا ظاهِرُهُ كَباطِنِهِ وَسِرُّهُ كَعَلانِيَتِهِ وَاَنْتَ
گواه گيرم تو را اى سرور من بدانچه گفتم كه ظاهر و باطنش يكسانست و نهان و آشكارش يكى است
الشّاهِدُ عَلى ذلِكَ وَهُوَ عَهْدى اِلَيْكَ وَميثاقى لَدَيْكَ اِذْ اَنْتَ نِظامُ
و تو گواهى بر اين ، و اين عهد و پيمان من است در پيش تو چون توئى نظام بخش
الدّينِ وَيَعْسُوبُ الْمُتَّقينَ وَعِزُّ الْمُوَحِّدينَ وَبِذلِكَ اَمَرَنى رَبُّ
دين و بزرگ متقين و عزت بخش مردمان يكتاپرست و به همين دستور داده است مرا پروردگار
الْعالَمينَ فَلَوْ تَطاوَلَتِ الدُّهُورُ وَتَمادَّتِ الاَْعْمارُ لَمْ اَزْدَدْ فيكَ اِلاّ
جهانيان و اگر طولانى گردد روزگارها و بدرازا كشد عمرها نيفزايد مرا درباره تو جز
يَقيناً وَلَكَ اِلاّ حُبّاً وَعَلَيْكَ اِلاّ مُتَّكَلاً وَمُعْتَمَداً وَلِظُهُورِكَ اِلاّ مُتَوَقَّعاً
يقين و زياد نگرداند براى تو در من بجز محبت و جز توكل و اعتماد بر تو و جز انتظار و توقع ظهور
وَمُنْتَظَراً وَلِجِهادى بَيْنَ يَدَيْكَ مُتَرَقَّباً فَاَبْذُلُ نَفْسى وَمالى وَوَلَدى
و پيروزيت و جز آنكه چشم براه آن باشم كه در پيش رويت پيكار كنم و جان خود و مال و فرزند
وَاَهْلى وَجَميعَ ما خَوَّلَنى رَبّى بَيْنَ يَدَيْكَ وَالتَّصَرُّفَ بَيْنَ اَمْرِكَ
و خاندان و خلاصه هر چه را خدا به من داده است همه را در راهت نثار كنم و همه را در اختيار امر
وَنَهْيِكَ مَوْلاىَ فَاِنْ اَدْرَكْتُ اَيّامَكَ الزّاهِرَةَ وَاَعْلامَكَ الْباهِرَةَ فَها
و نهى تو بگذارم مولاى من اگر من آن دوران درخشان را درك كنم و آن پرچمهاى نمايان تو را ببينم پس من
اَنَا ذا عَبْدُكَ الْمُتَصَرِّفُ بَيْنَ اَمْرِكَ وَنَهْيِكَ اَرْجُو بِهِ الشَهادَةَ
همان بنده تو باشم كه خود را در اختيار امر و نهى تو بگذارم تا بلكه بدان وسيله در پيش رويت بشهادت رسم
بَيْنَ يَدَيْكَ وَالْفَوْزَ لَدَيْكَ مَوْلاىَ فَاِنْ اَدْرَكَنِى الْمَوْتُ قَبْلَ
و در نزد تو كامياب گردم ، اى مولاى من و اگر پيش از زمان ظهور تو مرگ به سراغم آيد
ظُهُورِكَ فَاِنّى اَتَوَسَّلُ بِكَ وَبِابآئِكَ الطّاهِرينَ اِلَى اللَّهِ تَعالى وَاَسْئَلُهُ
من توسل جويم بوسيله تو و بوسيله پدران پاك تو بدرگاه خداى تعالى و از او خواهم
اَنْ يُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ يَجْعَلَ لى كَرَّةً فى ظُهُورِكَ
كه درود فرستد بر محمد و آل محمد و مقرر فرمايد بر من بازگشتن در زمان ظهورت را
وَرَجْعَةً فى اَيّامِكَ لاَِبْلُغَ مِنْ طاعَتِكَ مُرادى وَاَشْفِىَ مِنْ اَعْدآئِكَ
و دوباره آمدن در آن روزهاى درخشان حكومتت را تا در مورد فرمانبردارى تو به مقصود خود برسم (و جراحت ) دلم را از دشمنانت
فُؤ ادى مَوْلاىَ وَقَفْتُ فى زِيارَتِكَ مَوْقِفَ الْخاطِئينَ النّادِمينَ
شفا بخشم سرورا من ايستاده ام براى زيارت تو چون خطاكاران پشيمانى
الْخآئِفينَ مِنْ عِقابِ رَبِّ الْعالَمينَ وَقَدِ اتَّكَلْتُ عَلى شَفاعَتِكَ
كه ترسانند از كيفر پروردگار جهانيان و تكيه كرده ام بر شفاعت
وَرَجَوْتُ بِمُوالاتِكَ وَشَفاعَتِكَ مَحْوَ ذُنُوبى وَسَتْرَ عُيُوبى وَمَغْفِرَةَ
و وساطت تو و از دوستى و شفاعت تو اميد آن دارم كه گناهانم محو شود و عيوبم پوشيده گردد و لغزشهايم آمرزيده شود
زَلَلى فَكُنْ لِوَلِيِّكَ يا مَوْلاىَ عِنْدَ تَحْقيقِ اَمَلِهِ وَاسْئَلِ اللَّهَ غُفْرانَ
پس تو هم اى مولاى من كمك چاكرت كن تا آرزويش تحقق يابد و از خدا بخواه كه لغزشش را بيامرزد
زَلَلِهِ فَقَدْ تَعَلَّقَ بِحَبْلِكَ وَتَمَسَّكَ بِوِلايَتِكَ وَتَبَرَّءَ مِنْ اَعْدآئِكَ
زيرا كه به رشته محبت تو چنگ زده و به ولايت و دوستى تو تمسك جسته و از دشمنانت بيزارى جويد
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ وَاَنْجِزْ لِوَلِيِّكَ ما وَعَدْتَهُ اَللّهُمَّ اَظْهِرْ
خدايا درود فرست بر محمد و آلش و وفا كن بدان وعده اى كه به بنده مقربت داده اى ، خدايا آشكار كن
كَلِمَتَهُ وَاَعْلِ دَعْوَتَهُ وَانْصُرْهُ عَلى عَدُوِّهِ وَعَدُوِّكَ يا رَبَّ الْعالَمينَ
سخن و آئينش را و بلند كن دعوتش را و ياريش ده بر دشمنش و بر دشمن تو اى پروردگار جهانيان
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاَظْهِرْ كَلِمَتَكَ التّآمَّةَ وَمُغَيَّبَكَ
خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد و آشكار كن آن كلمه تامه (و حجت بالغه ) خود را و آن پنهان شده
فى اَرْضِكَ الْخآئِفَ الْمُتَرَقَِّبَ اَللّهُمَّ انْصُرْهُ نَصْراً عَزيزاً وَافْتَحْ لَهُ
در روى زمينت و آن هراسان نگران را خدايا ياريش ده يارى نيرومندى و بگشا برايش
فَتْحاً يَسيراً اَللّهُمَّ وَاَعِزَّ بِهِ الدّينَ بَعْدَ الْخُمُولِ وَاَطْلِعْ بِهِ الْحَقَّ بَعْدَ
گشايشى آسان خدايا نيرومند گردان بدست او دين را پس از گمنامى و طالع كن بدو (خورشيد) حق (و حقيقت ) را پس
الاُْفُولِ وَاَجْلِ بِهِ الظُّلْمَةَ وَاكْشِفْ بِهِ الْغُمَّةَ اَللّهُمَّ وَآمِنْ بِهِ الْبِلادَ
از غروب آن و برطرف كن بدو تاريكى را و بگشا بدو غم و اندوه را خدايا ايمن گردان بوسيله اش شهرها را
وَاهْدِ بِهِ الْعِبادَ اَللّهُمَّ امْلاَءْ بِهِالاَْرْضَ عَدْلاً وَقِسْطاً كَما مُلِئَتْ ظُلْماً
و راهنمائى كن بدو بندگانت را خدايا پر كن زمين را بدو از عدل و داد چنانچه پرشده از ستم
وَجَوْراً اِنَّكَ سَميعٌ مُجيبٌ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا وَلِىَّ اللَّهِ ائْذَنْ لِوَلِيِّكَ فى
و بيدادگرى كه براستى تو شنوا و پاسخ دهنده اى سلام بر تو اى ولى خدا اجازه ده براى دوستت كه
الدُّخُولِ اِلى حَرَمِكَ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَيْكَ وَعَلى ابآئِكَ الطّاهِرينَ
در حرمت داخل شود درودهاى خدا بر تو و بر پدران پاكت
وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ
و رحمت خدا و بركاتش بر شما باد
زيارت نزد سرداب غيبت حضرت ولىّ عصرعجّل الله تعالى فرجه
پس برو به نزد سرداب غيبت آنحضرت و ميان دو در بايست و درها را به دست خود بگير و تَنَحْنُحْ كن مانند كسيكه رخصت داخل شدن طلبد و بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ بگو و پايين رو به تاءنّى و حضور قلب و دو ركعت نماز در عرصه سرداب بكن پس بگو:اَللَّهُ اَكْبَرُ اَللَّهُ اَكْبَرُ اَللَّهُ اَكْبَرُ لا اِلهَ اِلاّ اللَّهُ وَاللَّهُ اَكْبَرُ وَلِلَّهِ
خدا بزرگتر (از توصيف ) است ... معبودى جز خدا نيست و خدا بزرگتر است و حمد خاص خدا است ،
الْحَمْدُ اَ لْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذى هَدانا لِهذا وَعَرَّفَنا اَوْلِيآئَهُ وَاَعْدآئَهُ وَوَفَّقَنا
ستايش خداوندى را كه ما را به اين راه هدايت فرمود و دوستان و دشمنانش را به ما معرفى كرد و ما را به
لِزِيارَةِ اَئِمَّتِنا وَلَمْ يَجْعَلْنا مِنَ الْمُعانِدينَ النّاصِبينَ وَلا مِنَ الْغُلاةِ
زيارت امامانمان موفقمان داشت و قرارمان نداد از زمره دشمنان و ناصبيان و نه از غاليانى (كه در حق آنها غلو
الْمُفَوِّضينَ وَلا مِنَ الْمُرْتابينَ الْمُقَصِّرينَ اَلسَّلامُ عَلى وَلِىِّ اللَّهِ
كردند و آنان ) كه معتقد به تفويض (و واگذاردن كار بدست آنها) هستند و نه از كسانى كه شك و ترديد داشتند و در حقشان كوتاهى كنند
وَابْنِ اَوْلِيآئِهِ اَلسَّلامُ عَلى الْمُدَّخَرِ لِكَرامَةِ اَوْلِيآءِ اللَّهِ وَبَوارِ اَعْدآئِهِ
سلام بر بنده مقرب خدا و فرزند بندگان مقربش سلام بر آنكه ذخيره شده تا اولياء خدا را گرامى كند و دشمنانش را نابود گرداند
اَلسَّلامُ عَلَى النُّورِ الَّذى اَرادَ اَهْلُ الْكُفْرِ اِطْفآئَهُ فَاَبَى اللَّهُ اِلاّ اَنْ يُتِمَّ
سلام بر آن نور تابانى كه اهل كفر آهنگ خاموش كردنش را كردند ولى خداوند نخواست جز آنكه نور خود را آشكاروكاملنُورَهُ بِكُرْهِهِمْ وَاَيَّدَهُ بِالْحَياةِ حَتّى يُظْهِرَ عَلى يَدِهِ الْحَقَّ بِرَغْمِهِمْ
گرداند گرچه آنان را ناخوش آيد و او را بوسيله زندگى (طولانى ) نگاه داشت تا برغم آنان حق را بدست او آشكار سازد
اَشْهَدُ اَنَّ اللَّهَ اصْطَفيكَ صَغيراً وَاَكْمَلَ لَكَ عُلُومَهُ كَبيراً وَاَنَّكَ حَىُّ لا
گواهى دهم كه براستى خداوند تو را در كوچكى برگزيد و علوم خود را براى تو در بزرگى كامل كرد و تو زنده هستى
تَمُوتُ حَتّى تُبْطِلَ الْجِبْتَ وَالطّاغُوتَ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَيْهِ وَعَلى
و نخواهى مرد تا از ميان بردارى جبت و طاغوت (معبودهاى ساختگى و ياغيان ) را خدايا درود فرست بر آن حضرت و بر
خُدّامِهِ وَاَعْوانِهِ عَلى غَيْبَتِهِ وَنَاْيِهِ وَاسْتُرْهُ سَتْراً عَزيزاً وَاجْعَلْ لَهُ
خدمتكاران و كمك كارانش در دوران غيبت و دوريش و مستور دار در پرده عزت (و نيرومندى ) و او را در پناهگاه محكمى
مَعْقِلاً حَريزاً وَاشْدُدِ اَللّهُمَّ وَطْاَتَكَ عَلى مُعانِديهِ وَاحْرُسْ مَوالِيَهُ
قرارش ده و پايمال كردن و سركوبى خود را نسبت به دشمنانش سخت و شديد گردان و دوستان و زائرينش را (از گزند روزگار)
وَزآئِريهِ اَللّهُمَّ كَما جَعَلْتَ قَلْبى بِذِكْرِهِ مَعْمُوراً فَاجْعَلْ سِلاحى
حفظ كن خدايا چنانچه دل مرا به ياد آورى او آباد كردى اسلحه مرا نيز در
بِنُصْرَتِهِ مَشْهُوراً وَاِنْ حالَ بَيْنى وَبَيْنَ لِقآئِهِ الْمَوْتُ الَّذى جَعَلْتَهُ
يارى او (آماده كن و) از نيام بدر آر و اگر حائل شد ميان من و ميان ديدار آن حضرت آن مرگى كه مسلم كردى
عَلى عِبادِكَ حَتْماً وَاَقْدَرْتَ بِهِ عَلى خَليقَتِكَ رَغْماً فَابْعَثْنى عِنْدَ
بر بندگانت و مقدر كردى آن را بر خلق خود تا بينيشان به خاك ماليده و زبونشان كنى پس مرا
خُرُوجِهِ ظاهِراً مِنْ حُفْرَتى مُؤْتَزِراً كَفَنى حَتّى اُجاهِدَ بَيْنَ يَدَيْهِ
هنگام ظهورش برانگيز تا سر برآرم از قبرم و همانطور كه كفن پوشيده ام پيكار كنم در پيش رويش
فى الصَّفِّ الَّذى اَثْنَيْتَ عَلى اَهْلِهِ فى كِتابِكَ فَقُلْتَ كَاَ نَّهُمْ بُنْيانٌ
در آن صفى كه ستايش كردى اهل آن صف را در قرآن و فرمودى ((گوئى آنها بنائى
مَرْصُوصٌ اَللّهُمَّ طالَ الاِْنْتِظارُ وَشَمِتَ مِنَّا الْفُجّارُ وَصَعُبَ عَلَيْنَا
استوارند)) خدايا انتظار ما به درازا كشيد و مردمان فاجر بدكار ما را شماتت كنند و انتقام (از دشمن )
الاِْنْتِصارُ اَللّهُمَّ اَرِنا وَجْهَ وَلِيِّكَ الْمَيْمُونِ فى حَياتِنا وَبَعْدَ الْمَنُونِ
بر ما دشوار گشت خدايانشان ده به ما روى ميمون بنده مقرب و نماينده ات را در حال زندگى و پس از مرگ
اَللّهُمَّ اِنّى اَدينُ لَكَ بِالرَّجْعَةِ بَيْنَ يَدَىْ صاحِبِ هذِهِ الْبُقْعَةِ الْغَوْثَ
خدايا من اعتقاد دارم به رجعت در پيش روى صاحب اين بقعه ، فرياد،
الْغَوْثَ الْغَوْثَ يا صاحِبَ الزَّمانِ قَطَعْتُ فى وُصْلَتِكَ الْخُلاّنَ
فرياد، فرياد، اى صاحب الزمان براى رسيدن به تو از دوستان صميمى بريدم
وَهَجَرْتُ لِزِيارَتِكَ الاَْوْطانَ وَاَخْفَيْتُ اَمْرى عَنْ اَهْلِ الْبُلْدانِ
و براى زيارتت وطن را ترك كردم و هدف و مقصودم را از مردم شهرها(ى سر راه ) پنهان داشتم
لِتَكُونَ شَفيعاً عِنْدَ رَبِّكَ وَرَبّى وَ اِلى ابآئِكَ وَمَوالِىَّ فى حُسْنِ
تا تو شفيع من گردى در نزد پروردگار خود و پروردگار من و پيش پدرانت و سروران من در (خواستن )
التَّوْفيقِ لى وِاِسْباغِ النِّعْمَةِ عَلَىَّ وَسَوْقِ الاِْحْسانِ اِلَىَّ اَللّهُمَّ صَلِّ
خوش توفيقى براى من و فراوانى نعمت بر من و روان شدن احسان و بخشش بسوى من خدايا درود فرست
عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ اَصْحابِ الْحَقِّ وَقادَةِ الْخَلْقِ وَاْسْتَجِبْ مِنّى
بر محمد و آل محمد ملازمين حق و راهبران خلق و به اجابت رسان برايم
ما دَعَوْتُكَ وَاَعْطِنى ما لَمْ اَنْطِقْ بِهِ فى دُعآئى مِنْ صَلاحِ دينى
آنچه دعا كردم و عطا كن به من آنچه را به زبان نياوردم در دعايم از آنچه به صلاح دين
وَدُنْياىَ اِنَّكَ حَميدٌ مَجيدٌ وَصَلَّى اللَّهُ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرينَ
و دنياى من است كه براستى توئى ستوده و بزرگوار و درود خدا بر محمد و آل پاكش باد
پس داخل صُفّه شو و دو ركعت نماز كن و بگو
اَللّهُمَّ عَبْدُكَ الزّآئِرُ فى فِنآءِ وَلِيِّكَ
خدايا بنده زائر تو در آستان بنده مقرب تو است
الْمَزُورِ الَّذى فَرَضْتَ طاعَتَهُ عَلَى الْعَبيدِ وَالاَْحْرارِ وَاَنْقَذْتَ بِهِ
كه به زيارتش آيند آنكه واجب كردى فرمانبرداريش را بر هر بنده و آزاد و نجات دادى بوسيله اش
اَوْلِيآئَكَ مِنْ عَذابِ النّارِ اَللّهُمَّ اجْعَلْها زِيارَةً مَقْبُولَةً ذاتَ دُعآءٍ
دوستان خود را از عذاب دوزخ خدايا اين زيارت را زيارتى پذيرفته قرار ده و زيارتى كه در آن دعائى
مُسْتَجابٍ مِنْمُصَدِّقٍ بِوَلِيِّكَغَيْرِمُرْتابٍاَللّهُمَّ لا تَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ
مستجاب باشد از فردى كه تصديق كرده ولى و نماينده تو را بدون هيچگونه شك و ترديدى خدايا قرارش مده آخرين بار آمدنم
بِهِ وَلا بِزِيارَتِهِ وَلا تَقْطَعْ اَثَرى مِنْ مَشْهَدِهِ وَزِيارَةِ اَبيهِ وَجَدِّهِ
به آستان اين بزرگوار و زيارتش و پاى مرا از زيارتگاه او و زيارت پدر و جدش مبر،
اَللّهُمَّ اَخْلِفْ عَلَىَّنَفَقَتى وَانْفَعْنى بِما رَزَقْتَنى فى دُنْياىَ وَآخِرَتى
خدايا آنچه در اين راه خرج كردم عوض آن را به من بده و سود بخش كن و آنچه را روزى من كرده اى در دنيا و آخرتم
لى وَلاِِخْوانى وَاَبَوَىَّ وَجَميعِ عِتْرَتى اَسْتَوْدِعُكَ اللَّهَ اَيُّهَا الاِْمامُ
و براى برادرانم و پدر و مادرم و همه خاندانم تو را به خدا مى سپارم اى امام بزرگوارى
الَّذى يَفُوزُ بِهِ الْمُؤْمِنُونَ وَيَهْلِكُ عَلى يَدَيْهِ الْكافِرُونَ الْمُكَذِّبُونَ
كه رستگار شوند بوسيله او مؤ منان و نابود گردند بدست او مردمان كافر و تكذيب كننده
يا مَوْلاىَ يَا بْنَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِي جِئْتُكَ زآئِراً لَكَ وَلاَِبيكَ وَجَدِّكَ
اى مولاى من اى فرزند حسن بن على به دربارت آمده ام براى زيارت تو و پدر و جدت
مُتَيَقِّناً الْفَوْزَ بِكُمْ مُعْتَقِداً اِمامَتَكُمْ اَللّهُمَّ اكْتُبْ هذِهِ الشَّهادَةَ
و يقين به رستگارى خويش بوسيله شما دارم و معتقد به امامت شما هستم خدايا ثبت كن اين گواهى
وَالزِّيارَةَ لى عِنْدَكَ فى عِلِّيّينَ وَبَلِّغْنى بَلاغَ الصّالِحينَ وَانْفَعْنى
و زيارت مرا نزد خودت در بلندترين جاها و برسانم بدانجا كه رسيدند بدان مردمان شايسته و از دوستى
بِحُبِّهِمْ يا رَبَّ الْعالَمينَ
ايشان به من سود ده اى پروردگار جهانيان
زيارت ديگر حضرت (السّلامُ عَلَى الْحَقِّ الْجَدِيدِ...)
زيارت ديگر زيارتى است كه سيد بن طاوس نقل كرده و آن چنان است كه مى گوئى :اَلسَّلامُ عَلَى الْحَقِّ الْجَديدِ وَالْعالِمِ الَّذى عِلْمُهُ لا
سلام بر آن حق تازه و جديد و آن دانشمند بزرگوارى كه دانشش تمام نگردد
يَبيدُ اَلسَّلامُ عَلى مُحْيِى الْمُؤْمِنينَ وَمُبيرِ الْكافِرينَ اَلسَّلامُ عَلى
سلام بر زنده كننده مؤ منان و نابود كننده كافران سلام بر
مَهْدِىِّ الاُْمَمِ وَجامِعِ الْكَلِمِ اَلسَّلامُ عَلى خَلَفِ السَّلَفِ وَصاحِبِ
مهدى همه ملل و جامع تمام كلمات (و احكام الهى ) سلام بر يادگار گذشتگان و صاحب
الشَّرَفِ اَلسَّلامُ عَلى حُجَّةِ الْمَعْبوُدِ وَكَلِمَةِ الْمَحْموُدِ اَلسَّلامُ عَلى
شرف (و بزرگى ) سلام بر حجت (از طرف خداى ) معبود و كلمه ستوده سلام بر
مُعِزِّ الاَْوْلِيآءِ وَمُذِلِّ الاَْعْدآءِ اَلسَّلامُ عَلى وارِثِ الاَْنْبِيآءِ وَخاتَِمِ
عزت بخش دوستان حق و خوار كننده دشمنان او سلام بر وارث پيمبران و خاتم
الاَْوْصِيآءِ اَلسَّلامُ عَلَى الْقآئِمِ الْمُنْتَظَرِ وَالْعَدْلِ الْمُشْتَهَرِ اَلسَّلامُ
اوصياء سلام بر حضرت قائم منتظر و آن (سر تا پا) عدالت مشهور سلام
عَلَى السَّيْفِ الشّاهِرِ وَالْقَمَرِ الزّاهِرِ وَالنُّورِ الْباهِرِ اَلسَّلامُ عَلى
بر شمشير از نيام كشيده (حق ) و ماه تابان و نور درخشان سلام بر
شَمْسِ الظَّلامِ وَبَدْرِ التَّمامِ اَلسَّلامُ عَلى رَبيعِ الاَْنامِ وَنَضْرَةِ الاَْيّامِ
خورشيد تاريكى و ماه شب چهارده سلام بر بهار (شكوفان ) مردمان و شادمانى و خرمى روزگار و دوران
اَلسَّلامُ عَلى صاحِبِ الصَّمْصامِ وَفَلاّقِ الْهامِ اَلسَّلامُ عَلَى الدّينِ
سلام بر صاحب شمشير برّان و شكافنده سرها سلام بر دين و آئين
الْمَاْثوُرِ وَالْكِتابِ الْمَسْطوُرِ اَلسَّلامُ عَلى بَقِيَّةِ اللَّهِ فى بِلادِهِ وَحُجَّتِهِ
مقرر (و رسيده از جانب خدا) و كتاب نگاشته سلام بر نماينده خدا در شهرهايش و حجت او
عَلى عِبادِهِ الْمُنْتَهى اِلَيْهِ مَواريثُ الاَْنْبِيآءِ وَلَدَيْهِ مَوْجوُدٌ آثارُ
بر بندگانش آنكه به او رسيد ميراث پيمبران و نزد او موجود است آثار
الاَْصْفِيآءِ الْمُؤْتَمَنِ عَلَى السِّرِّ وَالْوَلِىِّ لِلاَْمْرِ اَلسَّلامُ عَلَى الْمَهْدِىِّ
برگزيدگان آن امين بر راز و سرپرست كار (امامت ) سلام بر مهدى كه
الَّذى وَعَدَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ بِهِ الاُْمَمَ اَنْ يَجْمَعَ بِهِ الْكَلِمَ وَيَلُمَّ بِهِ الشَّعَثَ
وعده كرده خداى عزوجل به آمدنش ملتها را تا گرد آورد بوسيله اش گفته ها(ى همه ) را و برطرف كند بوسيله اش پراكندگى را
وَيَمْلاََ بِهِ الاَْرْضَ قِسْطاً وَعَدْلاً وَيُمَكِّنَ لَهُ وَيُنْجِزَ بِهِ وَعْدَ
و پر كند بدست او زمين را از عدل و داد و موقعيتش را محكم و پابرجا كند و با آمدنش به وعده اى
الْمُؤْمِنينَ اَشْهَدُ يا مَوْلاىَ اَنَّكَ وَالاَْئِمَّةَ مِنْ آبآئِكَ اَئِمَّتى وَمَوالِىَّ
كه به مؤ منين داده وفا كند گواهى دهم اى مولاى من كه تو و پدران پيشواى تو امامان و سروران من هستيد
فِى الْحَيوةِ الدُّنْيا وَيَوْمَ يَقوُمُ الاَْشْهادُ اَسْئَلُكَ يا مَوْلاىَ اَنْ تَسْئَلَ
در زندگى دنيا و هم در آن روزى كه گواهان (خلق ) بپاخيزند از تو خواهم اى مولاى من كه درخواست كنى
اللَّهَ تَبارَكَ وَتَعالى فى صَلاحِ شَاْنى وَقَضآءِ حَوآئِجى وَغُفْرانِ
از خداى تبارك و تعالى اصلاح كارم را و برآوردن حاجاتم و آمرزش
ذُنوُبى وَالاَْخْذِ بِيَدى فى دينى وَدُنْياىَ وَآخِرَتى لى وَلاِِخْوانى
گناهانم را و دستگيريت از من در دين و دنيا و آخرتم و هم چنين براى برادران
وَاَخَواتِىَ الْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ كآفَّةً اِنَّهُ غَفوُرٌ رَحيمٌ پس بجا آور نماز
و خواهران با ايمانم همگى كه او خدائى است آمرزنده و مهربان * * * * * *
زيارت را به نحوى كه پيش از اين ذكر نموديم يعنى دوازده ركعت بعد از هر دو ركعت سلام دهد و تسبيح زهراسلام الله عليها بگويد و هديه كند بسوى آن حضرت و چون از نماز زيارت فارغشدى بگو:
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى حُجَّتِكَ فى اَرْضِكَ وَخَليفَتِكَ فى بِلادِكَ
خدايا درود فرست بر حجت خود در روى زمينت و جانشين خود در شهرهايت
الدّاعى اِلى سَبيلِكَ وَالْقآئِمِ بِقِسْطِكَ وَالْفآئِزِ بِاَمْرِكَ وَلِىِّ الْمُؤْمِنينَ
آنكه دعوت كند به راه تو و قيام كند به عدل تو و كامياب به فرمان تو سرپرست مؤ منان
وَمُبيرِ الْكافِرينَ وَمُجَلِّى الظُّلْمَةِ وَمُنيرِ الْحَقِّ وَالصّادِعِ بِالْحِكْمَةِ
و نابود كننده كافران و برطرف كننده تاريكى و روشنى بخش حق و گوياى به حكمت
وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَالصِّدْقِ وَكَلِمَتِكَ وَعَيْبَتِكَ وَعَيْنِكَ فى اَرْضِكَ
و پند نيكو و راستى و كلمه (و دستور) تو و گنجينه ات و ديده ات در روى زمينت
الْمُتَرَقِّبِ الْخآئِفِ الْوَلِىِّ النّاصِحِ سَفينَةِ النَّجاةِ وَعَلَمِ الْهُدى وَنُورِ
آن نگران ترسان و آن دوستدار خيرخواه كشتى نجات و پرچم هدايت و نور
اَبْصارِ الْوَرى وَخَيْرِ مَنْ تَقَمَّصَ وَارْتَدى وَالْوِتْرِ الْمَوْتُورِ وَمُفَرِّجِ
ديدگان مردم و بهترين كسى كه پيراهن و قباى (خلافت ) به بر كند و انتقام كشنده خون مظلومان و گشاينده
الْكَرْبِ وَمُزيلِ الْهَمِّ وَكاشِفِ الْبَلْوى صَلَواتُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ
گرفتارى و زداينده اندوه و برطرف كننده بلاء دردوهاى خدا بر او و بر پدرانش
الاَْئِمَّةِ الْهادينَ وَالْقادَةِ الْمَيامينِ ما طَلَعَتْ كَواكِبُ الاَْسْحارُ
آن پيشوايان راهنما و رهبران خجسته باد تا هرگاه كه سرزند اختران سحرگاه
وَاَوْرَقَتِ الاَْشْجارُ وَاَيْنَعَتِ الاَْثْمارُ وَاخْتَلَفَ اللَّيْلُ والنَّهارُ
و برگ كند درختان و برسد ميوه ها و گردش كند شب و روز
وَغَرَّدَتِ الاَْطْيارُ اَللّهُمَّ انْفَعْنا بِحُبِّهِ وَاحْشُرْنا فى زُمْرَتِهِ وَتَحْتَ
و نغمه سرائى كنند پرندگان خدايا سودمند كن ما را به دوستيش و محشورمان كن در گروه او و در زير
لِوآئِهِ اِلهَ الْحَقِّ آمينَ رَبَّ الْعالَمينَ
پرچمش اى معبود به حق آمين اى پروردگار جهانياناَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَاَهْلِ بَيْتِهِ وَصَلِّ عَلى وَلِىِّ الْحَسَنِ
ذكر صلوات بر آن حضرت
خدايا درود فرست بر محمّد و خاندانش و درود فرست بر نماينده امام حسن
وَوَصِيِّهِ وَوارِثِهِ الْقآئِمِ بِاَمْرِكَ وَالْغائِبِ فى خَلْقِكَ وَالْمُنْتَظِرِ لاِِذْنِكَ
و وصى او و وارثش آنكه قيام كند بدستورت و آن پنهان در خلق تو و چشم براه اذن تو
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَيْهِ وَقَرِّبْ بُعْدَهُ وَاَنْجِزْ وَعْدَهُ وَاَوْفِ عَهْدَهُ وَاكْشِفْ
خدايا درود فرست بر او و نزديك كن دوريش را و انجام ده وعده اش را و وفا كن به عهد و پيمانش و برطرف كن
عَنْ بَاْسِهِ حِجابَ الْغَيْبَةِ وَاَظْهِرْ بِظُهوُرِهِ صَحآئِفَ الِْمحْنَةِ وَقَدِّمْ
از نيرويش پرده غيبت را و پشت سر انداز با ظهور آن حضرت اوراق محنت و اندوه را و بفرست در پيش
اَمامَهُ الرُّعْبَ وَثَبِّتْ بِهِ الْقَلْبَ وَاَقِمْ بِهِ الْحَرْبَ وَاَيِّدْهُ بِجُنْدٍ مِنَ
رويش رعب و ترس را و آرامش ده به او دل را و برپا كن بدستش جنگ را و كمكش كن به لشكرى از
الْمَلاَّئِكَةِ مُسَوِّمينَ وَسَلِّطْهُ عَلى اَعْد آءِ دينِكَ اَجْمَعينَ وَاَ لْهِمْهُ اَنْ
فرشتگان نشاندار و مسلطش كن بر دشمنان دينت همگى و به او الهام كن
لا يَدَعَ مِنْهُمْ رُكْناً اِلاّ هَدَّهُ وَلا هاما اِلاّ قَدَّهُ وَلا كَيْداً اِلاّ رَدَّهُ وَلا
كه پايه اى از آنها نگذارد جز آنكه فرو ريزد و نه سرى از آنها جز آنكه دو نيم كند و نه نقشه شومى جز آنكه بازش گرداند
فاسِقاً اِلاّ حَدَّهُ وَلا فِرْعَوْنَ اِلاّ اَهْلَكَهُ وَلا سِتْراً اِلاّ هَتَكَهُ وَلا عَلَماً اِلاّ
و نه فاسق بدكارى جز آنكه حدّش زند و نه فرعون (گردنكشى ) جز آنكه هلاكش كند و نه پرده اى جز آنكه بدرد و نه پرچمى جز آنكه
نَكَّسَهُ وَلا سُلْطاناً اِلاّ كَسَبَهُ وَلا رُمْحاً اِلاّ قَصَفَهُ وَلا مِطْرَداً اِلاّ خَرَقَهُ
سرنگونش سازد و نه سلطنت و قدرتى جز آنكه بتصرف گيرد و نه نيزه اى جز آنكه درهم شكند ونه زوبينى جز آنكه بشكند
وَلا جُنْداً اِلاّ فَرَّقَهُ وَلا مِنْبَراً اِلاّ اَحْرَقَهُ وَلا سَيْفاً اِلاّ كَسَرَهُ وَلا صَنَماً
و نه لشكرى جزآنكه پراكنده سازد و نه منبرى جز آنكه بسوزاند و نه شمشيرى جز آنكه بشكند و نه بتى
اِلاّ رَضَّهُ وَلا دَماً اِلاّ اَراقَهُ وَلا جَوْراً اِلاّ اَبادَهُ وَلا حِصْناً اِلاّ هَدَمَهُ
جز آنكه خرد كند و نه خونى جز آنكه بريزد و نه ستم و بيدادگرى جز آنكه از ميان بردارد و نه قلعه و دژى جز آنكه ويران كند
وَلا باباً اِلاّ رَدَمَهُ وَلا قَصْراً اِلاّ خَرَّبَهُ وَلا مَسْكَناً اِلاّ فَتَّشَهُ وَلا سَهْلاً
و نه درى جز آنكه ببندد و نه كاخ و قصرى جز آنكه ويران كند و نه مسكنى جز آنكه بازرسى كند و نه زمين هموارى
اِلاّ اَوْطَئَهُ وَلا جَبَلاً اِلاّ صَعَدَهُ وَلا كَنْزاً اِلاّ اَخْرَجَهُ بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَم َالرّاحِمينَ مهربانان
جز آنكه زير پا گذارد و نه كوهى جز آنكه بالا رود و نه گنجى جز آنكه بيرون آورد به رحمتت اى مهربانترين
زیارت دیگر
مؤ لّف گويد: كه شيخ مفيد بعد از نقل زيارت سابق كه اوّل آن اَللَّهُ اَكْبَرُ اَللَّهُ اَكْبَرُ لااِلهَ اِلاّ اللَّهُ وَاللَّهُ اَكْبَرُ بود فرموده كه به روايت ديگر منقول است كه مى گويى بعداز داخل شدن درسرداب مقدّس ((اَلسَّلامُ عَلَى الْحَقِّ الْجَديدِ)) پس زيارت را نقل كرده تا نماز زيارت آنگاه فرموده پس دوازده ركعت نماز زيارت مى كنى هر دو ركعت به يك سلام و مى خوانى بعد از آن دعايى را كه از آن حضرت روايت شده :اَللّهُمَّ عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ
خدايا بزرگ شد بلا و گرفتارى و آشكار شد راز پنهانى
وَانْكَشَفَ الْغِطاَّءُ وَضاقَتِ الاَْرْضُ وَمَنَعَتِ السَّماَّءُ وَاِلَيْكَ يا رَبِّ
و پرده از روى كار برافتاد و زمين (بر ما) تنگ شد و آسمان خوددارى كرد و بدرگاه تو آوريم پروردگارا
الْمُشْتَكى وَعَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى
شِكوه را و بر تو اعتماد كنيم در سختى و آسانى خدايا درود فرست بر
مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الَّذينَ فَرَضْتَ عَلَيْنا طاعَتَهُمْ فَعَرَّفْتَنا بِذلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ
محمد و آل او آن بزرگانى كه واجب كردى بر ما فرمانبرداريشان را و بدينوسيله منزلت و مقامشان را به ما شناساندى
فَرِّجْ عَنّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلاً كَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ مِنْ ذلِكَ يا
بگشا از ما به حق ايشان گشايشى فورى چون چشم برهمزدن يا زودتر از آن اى
مُحَمَّدُ يا عَلِىُّ يا عَلِىُّ يا مُحَمَّدُ اُنْصُرانى فَاِنَّكُما ناصِراىَ
محمد اى على اى على اى محمد ياريم دهيد كه به حقيقت شمائيد ياور من
وَاكْفِيانى فَاِنَّكُما كافِياىَ يا مَوْلاىَ يا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ
و كفايتم كنيد كه براستى شمائيد كفايت كننده من اى مولاى من اى صاحب الزمان به فريادم برس
الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى
. . . . . . . . . . . . . . مرا درياب . . . . . .. . . . . . . . . . .
مؤ لف گويد كه اين دعاى شريفى است و سزاوار است خواندن آن در آنجا مكرّر و در غير آن مكان و ما در باب اوّل ذكر كرديم اين دعا را با اختلاف جزئى زيارت ديگر زيارتى است كه سيّد بن طاوس نقل كرده فرموده دُو ركعت نماز گذارد و بگويد بعد از آن ((سَلامُ اللَّهِ الْكامِلُ التّاَّمُّ الشّامِلُ)) الخ و ما اين زيارت را در فصل هفتم از باب اوّل به عنوان استغاثه به آن حضرت از كَلِم طيّب نقل كرديم به آنجا رجوع شود.